الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

293

دقائق العلاج ( فارسي )

باب سوم پاره‌اى از بيماريهاى گوش فصل صداى گوش صداى گوش از بادهائى است كه در غشاء مغز در نزديكى گوش جمع شده است و گاه از حركت بخارهائى كه به طرف مغز بالا رفته و به علت كم توانى مغز بتحليل نرفته و در آنجا جمع شده و دور مىزند صداى گوش ايجاد مىشود و نشانيش سنگين نبودن سر و وجود كشيدگى است و درمانش اينست كه ترياك را در آب گرم حل كنند و نيمه گرم در گوش بچكانند و همچنين روغن بادام تلخ و ماء الكافور مفيد است اما اگر صدا در اثر جمع شدن خلطى باشد كه در آنجاها گرد آمده علامتش سنگينى است و بايد با داروهائى مانند ايارجهاى نيرومند و حب قوقايا درمان گردد . اگر پس از سرسام طنين و صدائى پيدا شود درمانش قرص خربق و نيز آب كافور است . « 1 » و در همه موارد بايد از خوردن چيزهائى مثل سير و پياز و گشنيز و گردو پرهيز كرد . فصل سنگينى گوش سنگينى گوش اگر از جمع شدن چرك باشد بايد آن را بيرون بياورند و اگر از خلط غليظى باشد كه به پى چسبيده بايد پس از پاكسازى قرص البورق و دهن الورد در آن بچكانند . اگر به علت كم‌توانى مغز و خشكى و بىحسى آن

--> ( 1 ) در كتاب قانون براى صداى گوش ( سوت كشيدن ) ذكر شده قرنفل و تخم گندنا از هركدام يك‌صد و بيست و پنج سانتىگرم و مشك نيم گرم با آب مرزنجوش و سداب در گوش مىچكانند .